سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 همانطور که دریادداشت قبلی  به آن  اشاره شد  با تیزبینی و دقت نظر وتعمق میتوان رازهای  موفقیت  را از محیط اطراف و از هرچیزی که چشم من وشما  آنرا میبیند کسب کرد  وقوانین طبیعی را که متضمن موفقیت است شناسایی کرد و به دیده احترام به انها نگریست .                                                                ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : پنج شنبه 87/5/10 | 3:12 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحییم

بعد از مدتی که بدلیل مشغله های کاری از نوشتن فاصله گرفته بودم  ،امروز صبح بدون درنگ  پشت میزم نشستم و مطلب زیررو که بذهنم رسیده بود ، نوشتم   :

 

 راه موفقیت همواره یه راه صافه  از بیبن  راهای کج و معوج دنیای درون وبرون انسان ،و تنها با نگاه عمیق و نه سطحی نگری دسترسی به آن امکانپذیر میشود .                               پس ،عمیقتر نگاه کنیم . نگاهی با دقت ،

در اشیاء پیرامون ما  رازهای موفیقت  و رستگاری نهفته است  که بدون هیچ مزدی آنها رو در اختیار تیزبینان قرار میدهند کافی است  که  عمیق تر نگاه کنیم .

                                                                                                                                                                              ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : جمعه 87/4/21 | 12:12 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

این روزها فکرمیکنم که زندگی حتی برای ماهیهای  رودکارون هم سخت شده ، شاید تا چند وقت دیگه قدم زنا ن بتونیم  از عرض کارون  بگذریم  .خشکسالی و گرمای طاقت فرسا  درطلیعه سال 87باعث شده مسئولان  ذیربط ،پیامها و  اطلاعیه های جورواجور متعددی رو درمنظر عموم  وهرجا که چشم من وشما بیفته  بذارن  تا  بلکه از مصرف بی رویه اب وبرق جلوگیری بشه .  مثل همیشه که بیماری مزمن شعارگویی دررفتار وگفتاربعضی از مسئولان دیده میشد اینبار هم بطرز عجیبی خودشو نشون داده . ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : دوشنبه 87/3/6 | 11:41 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

قورمه سبزی

سبزی  فروش محله  که بساطش  پراز سبزیه و هروقت نگاش میکنی یه نشاط خاصی بت دست میده  طعم قورمه سبزی  خونمون رو تلخ کرد .مثل همیشه که  کاسه کوزه ها  سر آشپز شکسته میشه  فکرمیکردم اشکال کار از اونه  ولی بعد از مدتی فهمیدم  شنبلیلش زیاد بوده و  سبزی فروش  زیادی شنبلیله قاطی سبزیها کرده  ،

من که عاشق قورمه سبزی بودم   حالا دیگه از اون  فقط  مزه تلخ شنبلیه  توذهنمه ومن  نسبت  به اون بی تفاوتم  یعنی  بی تفاوتم  کردن .

 رفتارو کردار بعضی  ها هم طوری ذهنیت رو دگرگون میکنه که باعث میشه  انسان ناخوداگاه  نسبت به  بعضی از ارزشها بی تفاوت باشه .




موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن

تاریخ : دوشنبه 87/3/6 | 11:39 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

 زندان

  وقتی که یه زندان شکسته بشه   اراذل و اوباش  مثل میکروب بار دیگر در  جامعه سرازیر میشن شاید دیگه جمع کردن این همه  زندانی  کاراسانی نباشه . وسلامت جامعه به مخاطره میافتد    ومسلما هزینه های سنگینی رو هم متحمل  میشه .  حالا چطوری این زندان شکسته میشه   جای سواله ولی قبل ازاون  باید بدنبال  پاسخ  این سوال رفت که چرا زندانی تادیب  نشد ؟      ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : دوشنبه 87/3/6 | 11:36 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

 

باد ملایمی که به هرجا پا میگذاشت  نشاط و خرمی را دردل  زنده میکرد  از کنارشخصی  که در میان شعله های آتش به زمین و زمان استغاثه میکرد گذشت ،شاید تصورهمه این بود که باد مهربان ، مثل همیشه طراوت و شادابی را به آن عطا میکنه واورا ازجزغاله  شدن نجات میده ولی   اینبار نه تنها  دردو اضطراب او را تسکین نداد وآسودگی به او نبخشید بلکه  آتش را شعله ور تر کرد و یاس و ناامیدی را بجای خرمی و نشاط به او پیشکش کرد .

َونُنزّل مِن القران ِماهو شِفا ءٌو رحمةٌ لِلْمومنین وَ لایزید الظَّالمین الاَّ خَسَاراً ----- انَّ جَهَنم لِمُحیطَةٌ بِالْکَافِرینَ  قران برای  مومنین   پیک رحمت و شفا  و برای کسانیکه ایمان ندارند و کسانیکه  همکنون آتش جهنم آنها را احاطه کرده (کافران )جز خسارت و زیان چیزی ندارد .

 

 

به وبلاگ کودکانه هم سربزنید        http://sadaf.parsiblog.com/  و همینطور  وبلاگ دوست جدیدم زمزمه های دلتنگی   http://shade.parsiblog.com

 

 




موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن

تاریخ : یکشنبه 87/2/1 | 7:40 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

درراه که داشتم می آمدم بی اختیار چشمم به این جمله که پشت یه اتوبوس نوشته بودند افتاد : «ایکاش زندگی هم دنده  ی عقب داشت »  کمتر کسی پیدا میشه   که این آرزو رو دردل نکنه و یا افسوس  لحظات گذشته رو نخوره ، حتی  اون شخصی  که درمراتب قرب به خدا بجایی رسیده !شاید  چندین بار افسوس  پیرمرد موسپید  همسایه  رو شنیده باشیم  « جوانی کجایی  یادت بخیر»

آدمی برای هرچی که از دست میده وشاید هم آنها راتا ابد بدست نیاره افسوس میخوره ولی هیچگاه با حسرت واندوهی که برای عمروجوانی خود خورده برابری نمیکنه !!! علامت سوال بزرگی  کل ذهنم رو اشغال میکنه ! باید بیشتر فکر کنم تا شاید بیشتربه  ارزش لحظه ها  و تیک تاک عقربه ی  ساعت پی ببرم   . آقایی میگفت :اگه یه وقتی با خواندن داستان قوم لوط و فرعون و ثمود و...، به حماقت ونادانی آنها میخندیدم وبه ایمان خود میبالیدم الان  حس میکنم که دارم  مایه عبرت دیگران میشم    او میگفت :«ماهم به گذشتگان پیوستیم »

                                   اللهم لا تجعلنی عبره لخلقک    خدایا مرا مایه عبرت دیگران  قرار مده .   




موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن

تاریخ : جمعه 87/1/30 | 4:18 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

 دونده ای که هرگز دوست نداشت  به خط یایان برسد ‏‏

  اگریه وقتی توی گردونه  افتادی  حالا بگذریم  که حالت بهم میخوره

و  شاید خدای نکرده کارت به بیمارستا ن بکشه ،

 چرخش اون باعث بشه  بعضی از چیزهایی که توی جیبت باشه رو گم بکنی   مثلا  کیف پولی و... هرچیزی که توی جیبته 

                                                                             ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : چهارشنبه 87/1/21 | 12:7 صبح | نویسنده : سعید | نظرات ()

انتظار سبز

شادی و طراوتت  را  میستایم وسیرو سلوکت را پاس میدارم وانتظار سبزت راتقدیس میکنم .

این جملاتی بود که آن پیرمرد سالخورده به  درختی که درکنار خیابان بود ، میگفت .

 شاید هرکسی با دیدن این صحنه و شنیدن این کلمات  گمان میکرد که پیرمرد دیوانه شده ولی جوان زیرکی  که به دیوار خانه شان تکیه کرده بودوصدای پیرمرد را میشنید

به خود اجازه نمیداد که دراین مورد  زود قضاوت کند او میخواست بیشتر حالات ورفتار پیرمرد را زیر نظر بگیرد وبادقت به گفته هایش گوش دهد باخود میگفت بالفرض که این پیرمرد دیوانه است ولی سخنش حکمت آمیز است .‏‏

درحالیکه جوان در افکار خود غوطه ور بود پیرمرد با چشمانی اشک آلود ، آهی جانسوز کشید و گفت : انتظاررا باید از تو یاد بگیرم ،تو خیلی از من جلوتری ،

بهارتو فرارسید کی بهار من میاید !!!

اشک پیرمرد ،دل جوان رو آتش زد وحال اورامنقلب کرد ،شاید تاحدودی سراز گفته های پیرمرد درآورده بود ولی بی صبرانه میخواست با او صحبت کند ومعنای جملاتش را اززبان او بشنود .‏‏

سراسیمه  بدنبال پیرمرد رفت و ولحظاتی که در محضرش بود روح تشنه خودرااز کلام اسرارآمیزش سیراب کرد جوان بی اختیار درجای خود خشک شده بود

وپیرمرد آهسته آهسته از جلوی چشمانش ناپدید شد.   

جوان زیرک آن شب گفته های پیرمرد را اینچینین دردفترچه یادداشت خود نوشت :

 درخت سرسبز وباطراوت خیلی وقت پیش به انتظار قدوم بهار نشسته و خانه تکانی خودرا آغاز کرده بود ،آنوقت که با وزیدن بادهای خزان ، برگهای زرد وفرسوده خودرا بدور میریخت وبرای خودآراستن به شکوفه های وجودش در تنهایی و عزلت ها ی فصل زمستان ، بابارش رحمت الهی خودرا پاک ومطهر میکرد .

  همه موجودات این کره خاکی  برای قرار گرفتن در موضعی مناسب وشایسته نسبت به آفتاب عالمتاب ، سیرو سلوک عاشقانه دارند . 




موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن

تاریخ : شنبه 86/12/25 | 10:17 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()

گاهی وقتها گفتن عین عمل کردن است .ونباید تلقینات اهریمن را باور کرد وبه اتهام شعارگویی ازگفتن حقایق وحکمتها ولطائف وپندها خودداری  کرد .

 رویای یک دستمال

  دستمالی ژولیده و چرکین از گردوغبارروزگار به گوشه ای خزیده ، در افسردگی ها بخود پیچیده بود و  از رسیدن به رویایی که از دیرباز در سر میپروراند مایوس وناامید بود ،   پیری بیش از هرچیزدیگر به سراغش  آمده بود ،چرکها .وآلودگیهای  انباشته شده که هیچ   وقت فرصتی برای رفع آنها پیدا نشده بود تاروبود وجودش را فراگرفته بود ودیگر کسی  تمایل    و  رغبتی به او نداشت . ولی همیشه رویاهایش زیبا بود. باردیگر دستی مهربان اورا گرفت وبرای تحقق رویاهای زیبا، ازاو کمک خواست واستمداد کرد. اوکه باور نداشت با وجود این همه الودگی بتواند از عهده این کار برآید با دنیایی خجلت وشرمندگی خود را دراختیارآن  دست مهربان  نهاد .وباخود میگفت :                                                      ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: رستن از هرچه بستن


تاریخ : جمعه 86/12/17 | 4:50 عصر | نویسنده : سعید | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
l>